تعریف من از هدف و رسیدن به آن

قرار است از گرگان به سمت تهران بروم . خب دو مسیر جلو روی من است

مسیر اول؛ جاده آمل_بابل. این مسیر ۳۸۷ کیلومتر است، به مدت ۵ ساعت و ۵۰ دقیقه

مسیر دوم؛ جاده فیروزکوه. این مسیر ۴۱۳ کیلومتر است که در ۵ ساعت و ۴۶ دقیقه طی خواهد شد

ابتدا انتخاب مسیر می کنم و الهی به امید تو راه می افتم، ساعت 8 صبح است و مسیر انتخابی من جاده فیروزکوه می باشد، اول راه پرانرژی و خوشحال رانندگی می کنم اما بعد از یک ساعت رانندگی کمی خسته می­شوم و جای مناسبی را برای استراحت 10 دقیقه ای و صرف چای انتخاب می کنم، از آینه ها جاده را چک می­کنم وقتی همه چی ایمن بود کنار می­زنم و کمی استراحت می­کنم و دوباره به مسیر ادامه می­دهم.

فکر می کنم چون اول راه بود کمی زود خسته شدم و وقتی به رانندگی و جاده که عادت کردم، مسیر طولانی­تری را پیمودم. در طول راه همه حواسم به رانندگی بود، آینه ها را برای کنترل عقب چک می­کردم، یک موزیک ملایم هم چاشنی رانندگیم کرده بودم .

بعد از گذشت 3 ساعت دوباره خستگی بیشتری سراغم آمد و اینبار گرسنه هم شده بودم، فکر می کنم چون قبل از حرکت غذای کافی نخورده بودم اما فکرش را کرده بودم غذای مناسب جاده برای خودم تهیه کرده بودم و بهمراه داشتم. باید دوباره جای مناسبی را پیدا می کردم و کمی استراحت می کردم ولی اینبار زمان بیشتری به استراحت نیاز داشتم. ساعت 12 ظهر و تابش آفتاب شدید، باید جایی با سایه مناسب پیدا می کردم. بعد از مدتی جای مناسبی پیدا کردم و استراحت نسبتا طولانی و دلچسبی کردم، بشدت حالم جا اومده بود و خستگی ام از بین رفت. خب تاثیر یک فنجون قهوه را نمی شود ندیده گرفت .

30 دقیقه استراحت معجزه کرد و بنظرم  مسیر زیباتر شده بود و حتی آهنگ ها هم قشنگتر، رفع خستگی دوباره خیلی حالم را جا آورده بود و توانم را برای ادامه مسیر چندبرابر کرده بود . تقریبا دوساعت باقیمانده راه را با خوشحالی اول سفر رانندگی کردم و خداروشکر به مقصد رسیدم. فکرش را بکنید اگر من بعد 4 ساعت رانندگی خسته می شدم باید برمی گشتم یا با کمی استراحت ادامه دادم ؟

این داستان زندگی فردی و بیزینسی ما است:

  1. شروع با برنامه ریزی
  2. استراحت مختصر
  3. تجهیز سفر
  4. ادامه
  5. چاشنی سفر(موزیک)
  6. استراحت کمی بیشتر
  7. ادامه مثل اول
  8. رسیدن به مقصد

به مقصد رسیدم به منزله پایان راه من نبود، تازه باید مقاصد سفر را انجام می دادم و دوباره همین راه را بر میگشتم اما چون مرحله اول را به سلامت پایان رسانده بودم تقریبا می شد گفت که برای مابقی راه استاد و پرانرژی تر شده بودم .

پایان

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی شده توسط راینو